آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

203

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

امروز بود ، جزء ايران محسوب مىشد و گويا خوارزم و سغد و سكستان ، كه حدود آن خيلى وسعت داشت با ايالت مكوران و توران نيز ضميمه آن بوده است . از طرفى هم ممالك ناحيه وسطاى رود سند و مصب‌هاى آن شط كچه « 1 » و كاثياوار « 2 » و مالوا « 3 » و ايالات ماوراء اين ممالك جزء قلمرو ساسانى بشمار بوده است ، مگر دره كابل و پنجاب ، كه بكوشانيان تعلق داشته است « 4 » . نلدكه « 5 » باستناد بعض منابع عربى گويد ، كه ايالات ذيل هر يك تحت فرمانروايى يكنفر مرزبان بوده است : ارمنستان ( بعد از 430 ) ، بيت آرامائى ، پارس ، كرمان ، سپاهان ، آذربايجان ، طبرستان ، زرنگ ، بحرين ، هرات ، مرو ، سرخس ، نيشابور ( نيوشاهپور - ابرشهر ) ، طوس . بعضى از اين ولايات وسعت زيادى نداشته و رويهمرفته گويا ساتراپ‌نشين‌هاى عهد ساسانى هم مانند زمان هخامنشيان داراى حدود ثابتى نبوده است . شاهنشاه بر حسب اقتضا مرزبانان را بايالات و ولايات ميفرستاده و بنابر مصالح وقت حدود حكمرانى آنان را بزرگ و كوچك ميكرده است . ظاهرا در اغلب موارد جنبه لشگرى مرزبانان بر جنبه كشورى آنان رجحان داشته است ، زيرا نظر بتمركز شديدى ، كه دولت ساسانى دارا بود ، كارهاى كشورى را مأمورين جزء ( شهريك « 6 » و ديهيك « 7 » اداره ميكرده‌اند . در زمان جنگ مرزبانان ، غالبا مانند سرداران ديگر در زير فرمان سپاهبذان بوده‌اند « 8 » . در اوايل قرن پنجم ميلادى يكنفر پاذكوسپان تحت فرماندهى سپاهبذ قرار داشت . در زمان بهرام پنجم يزدگشنسپ پاذگوسپانى داشت « 9 » .

--> ( 1 ) - Katchh ( 2 ) - Kathiavar ( 3 ) - Malva ( 4 ) - هرتسفلد ؛ پايكولى ، ص 47 . ( 5 ) - طبرى ، ص 446 . ( 6 ) - shahrigh ( 7 ) - dehigh ( 8 ) - استيليتس دروغى ، ريت ، ص 61 . ( 9 ) - ر ك ضميمه دوم .